محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

256

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

نيامد بفعل آرزوئى كه داشت * چو نوميد شد عاقبت واگذاشت به كار دگر روى انديشه كرد * معادات لشكركشى پيشه كرد درين ره نبايد شدن نااميد * كه شام سيه راست روز سپيد اگر بسته گردد برويت درى * بدست طلب زن در ديگرى چون والى دار السلطنهء هرات را يقين حاصل شد كه آن شير بيشهء شجاعت و رزم سازى ، بحيله و روباه بازى بدام فريب در نخواهد آمد ، صرف عنان از آن مقصد كرده و بعنوانى ديگر پيش آمده قاصدى نزد حاكم مشهد مقدس فرستاده پيغام داد كه تو در اوّل حال بىرخصت شاهزادهء فريدون خصال از تربت به مشهد معلّى رفتى و حاكم آن بلدهء طيبه و امير الامراء ممالك خراسان كه حسب الحكم نواب جم جاه منصوب بود از آن شهر اخراج نمودى و بعد از آنكه بقباحت خود وارسيدى بعذر خواهى اين جسارت بدار السلطنهء هرات آمدى و با وجود استكبار و اغترار نسبت به تو انواع الطاف و اصناف اعطاف بظهور رسيد معهذا از اينجا نيز بىصلاح ما و بىرخصت نواب شاهزادگى رفتى و ما صورت خلاف و نفاق ترا از مرآت ضمير شاهزادهء جهانگير محو نموده به ارادهء طواف به آنصوب آمديم اصلا از آن مقدمات نادم و پشيمان نبودى و مجددا شعار خلاف ظاهر ساخته ابواب شهر بر روى ما مسدود كرده بلوازم مجادله و مقاتله پرداختى و ما رعايت ادب آن مقام لازم الاحترام كرده و بساط جدال نورديده مراجعت نموديم . اكنون در مخالفت و معاندت تو شبه‌اى نماند و بوضوح پيوست كه تو سر اطاعت و ارادهء متابعت ندارى و نقش استيلا و استقلال بر لوح خيال نگاشته ، دست اعتقاد و اخلاص از دامن هواخواهى اينجانب كوتاه و كشيده داشته و رعايت حقوق اشفاق و مراحم نواب شاهزادهء فلك جناب را وا گذاشته . الحال ترا ارتكاب يكى از دو امر لازمست . اول آنكه با وجود اين قباحتها كه كرده‌اى روى اخلاص به اين جناب آورى و